باید به سکوت گوش فرا داد تا بشنوی که از علی چه ها می گوید او با علی آشنا تر است !!
ستایش می کنم خداوند را، برای تکمیل نعمتهای او و تسلیم بودن در برابر بزرگی او، و ایمن ماندن از نافرمانی او، و در رفع تیازها از او یاری می طلبم زیرا آنکس را که خدا هدایت کند هرگز گمراه نگردد. و آنرا که خدا دشمن دارد، هرگز نجات نیابد و هر آن کس را که خداوند بی نیاز گرداند، نیازمند نخواهد شد. پس ستایش خداوند، گران سنگ ترین چیز است و برترین گنجی است که ارزش ذخیره شدن دارد. و گواهی می دهم که جز خدای یکتای بی شریک، معبودی نیست. شهادتی که اخلاص آن را آزموده و پاکی و خلوص آن را باور داریم و تا زنده ایم بر این باور استواریم و آن را برای صحنه های هولناک روز قیامت ذخیره می کنیم زیرا شهادت به یگانگی خدا، نشانه اسواری ایمان، باز کننده درهای احسان، مایه خشنودی خدای رحمان و دور کننده شیطان است. " فرازی از ترجمه خطبه دوم مولا علی (ع) "
امروز 13 رجب است. روز میلاد علی که آن را روز پدر نامیده ایم. لذا تصمیم گرفتم اندکی علی را وصف کنم. قلم و کاغذم را برداشته و شروع به نوشتن کردم. ابتدا این طور برایم تداعی شد که ذهنهای محدود ما راهی به عظمت افلاکی علی ندارند و حتی واژه ها این توان و قدرت را ندارند که جرعه ای از اقیانوس وجود بیکران علی را به سطر آورند. پس چه باید کرد؟ باید مهر خاموشی بر لب زد و سخنی بر زبان نیاورد؟ این را هم رسم ادب ندانستم. اندکی بیشتر فکر کردم به یاد جمله ای افتادم که مضمونش این است: آب دریا را اگر نتوان کشید لکن به قدر تشنگی باید چشید .
ظرف ادراک مان اگر چه کوچک است و ظرفیتی محدود و محصور دارد لکن باید تلاش کرد به امید آنکه قطره ای از باران عظمت علی بر آن ببارد و اندکی و برای کوتاه مدتی عطش تشنگی اش را فرو نشاند ، عطشی که ریشه در تاریخ دارد و تا تاریخ هست نیز ادامه دارد. پس به مناسبت امروز یادم آمد که ولادتش زیباترین است زیرا علی یگانه مولود کعبه است و کعبه از این بایت به خود می بالد. نام او زیباترین است زیرا که نامش مشتقی از نام خدای کعبه است. علی داماد محمد، همسر فاطمه، پدر حسنین، علی فاتح خیبر، قهرمان خندق و علی بسیاری چیزهای دیگر است که می گوئیم و می گویند. اندکی بیشترتأمل کردم تا باز از علی بگویم. دیدم دیگر چیزی نمی دانم و حرفی هم برای گفتن ندارم ! با خود گفتم مگر من شیعه علی نیستم مگر من داعیه پیروزی از مکتب علی را ندارم؟ پس چرا همین قدر بیشتر از علی نمی دانم؟؟ به فکر فرو رفتم دوباره چیزهایی یادم آمد علی را حیدر کرار، شیر عرب، علی را مظهر ایثار، نماد شجاعت، علی را شهید محراب نیز می نامند. در نظر خودم علی را وصف کرده و دینم را به مولایم ادا کرده بودم پس وقت آن بود که سری به نوشته هایم بزنم آنها را مرور کنم تا شناختم از علی نهادینه شود . با یک نگاه عمیق تر به آنچه گفته بودم در حالیکه هنوز نوشته هایم به آخر نرسیده بود، دیدم خواندن اینها تکرار همان حرفهای تکراری است که سالهاست دائم می شنویم اما نمی دانیم یعنی چه. شاید دوستانی بر من ایراد بگیرند اما دلم می خواهد بگویم که بهتر است ما را مداحان و مرثیه سرایان علی بنامند نه شیعیان و پیروان علی . ما در لابلای روزمرگیهای زندگی خود گاه یک پرانتز باز کرده و به مناسبتهای مختلف چند روزی مذهبی می شویم و مراسم و مناسکی را به جای می آوریم. مقداری شادی می کنیم و گاهی نیز اندکی اشک می ریزیم و سپس بر روی خط زمینه زندگی، این پرانتز را بسته و دوباره به همان سبک و سیاق زندگی گذشته خودمان بازمی گردیم. ما حب علی در دل داریم ولی عشق به علی در دل ما آنچنان که باید نهادینه نشده است. یا نمی دانیم یا یادمان رفته است که ما هم به فهم علی احتیاج داریم هم به عشق علی، بدون فهم علی نمی توان شیعه علی شد و بدون عشق علی نیز فهم علی چندان عمیق نخواهد شد و در حد همان مراسم و مناسکی که گفتم می ماند و عمیق تر نیز نمی شود. برای ما علی واژه ای است که خوب تعریفش می کنیم. مردی است که به داشتنش افتخار می کنیم و قهرمانی است که با او داستان سرایی می نماییم. همین و بس. و باید اعتراف کنم که راه زندگیمان از راه علی جداست. می گوییم آنچه را که او هرگز نگفت. و انجام می دهیم اعمالی را که او هرگز انجام نداد. برای اینکه صحت این گفته من اندکی بیشتر نمایان گردد دوستانی که شک دارند ، کافی است منصفانه و بدون حبّ و بغض های جانبی دریچه دوربین تیز بین و حقیقت بین وجدان خود را به سیره عملی علی مسلح نموده و از اعمال و رفتار و کردار و وضعیت کلی جامعه اسلامی امروز مان چند تصویر مستند بگیرند ، آنگاه در ترازوی مقایسه ، ناموزنی و تضاد و تناقض عملی موجود را به نظاره بنشینند . من نمی گویم و بر این باور هم نیستم که باید مدینه فاضله ای بسازیم که همه جایش افکار علی ساری و جاری باشد ، نه هرگز چنین اعتقادی ندارم چون علی خودش هم نتوانست چنین کاری بکند ، یعنی نگذاشتند چنین کاری بکند . تند روی و کند روی ، افراط و تفریط ، تعدد افکار و سلایق در همه دوران ها بوده و خواهد بود کاریش هم نمی شود کرد اما مهم این است که این معیار سنجش همیشه در جامعه وجود داشته باشد و آن را تحریف و تضعیف نکنیم ، مهم این است که سیره عملی علی به عنوان شاخص و معیار در جامعه وجود داشته باشد و افراد و گروهها حق بودن خود را با این عیار بسنجند.نه اینکه هر کس به فرا خور حال خود و منافع خود معیار حق شود و دیگران را و حق را بر مبنای این معیار خیالی بسنجد ، محاکمه کند ، محکوم کند و یا تبرئه نماید . آنچه در جامعه امروز ما کم هم مشاهده نمی گردد . به راستی علی چقدر در بین ما شیعیان غریب است و آیا اگر امروز علی در بین ما می بود ما را نیز چون اهل کوفه و عراق نفرین می کرد ؟