اگر گذشته را نگاهی بیندازیم، به راحتی آنچه امروز دولت انجام می دهد، قابل ردگیری می باشد. به عنوان مثال حساب ذخیره ارزی را در نظر بگیرید، آنچه سبب شد، حساب ذخیره ارزی موضوعیت پیدا کند، نواسانت درآمدهای نفتی بود، از آنجا که وابستگی به درآمدهای نفتی یک از آثار منفی اش انتقال بی ثباتی ناشی از نوسانات قیمت نفت بود، مجلس شش ام بر آن شد، با تصویب شکل گیری حساب ذخیره ارزی علاوه بر آنکه جلوی بی ثباتی ناشی از نوسانات قیمت نفت را بگیرد، مازاد درآمد نفت را به این حساب منتقل کرده که از این منابع 50 درصد نقش ثبات دهی به اقتصاد ایران و 50 درصد به پروژه های بخش خصوصی منتقل شود.

حال این حساب به صفر رسیده است و این در حالی بوده است که در این چند سال بهترین دوران شکوفایی درآمدهای نفتی را داشته ایم، و جالب تر این جاست که علت صفر شدن این نبوده است که 50 درصد به بخش خصوصی و 50 درصد برای جلوگیری از نوسانات قیمتی نفت مصرف شده باشد، بلکه علت آن بوده است که دولت به این منابع نگاه رانت آلوده داشته و منابعی را که نزدیک به 169 میلیارد دلار بود ه است را به مثابه درآمدهای نفتی خویش می دیده است، به گونه ای که خباز، عضو کمیسیون اقتصادی مجلس در این ماجرا این گونه گفته است: دولت نهم به واسطه ی مصوباتی که اتخاذ کرده است، حساب ذخیره ارزی را تبدیل به صندوقی ساخت که اعتبارات آن صرف پروژه هایی شود که دولت پولی برای آن نداشت و حاصل این سیاست ها منجر به صفر شدن منابع حساب ذخیره ارزی شد.