منطق استعمارگران : استعمارگري ، استعمارگري و استعمارگري است

 دو نفر از دوستانم مطلبي با عنوان " استعمار امروز " در وبلاگ اشتراكي خود گذاشته بودند و اين مقدمه اي شد  تا چند سطري در مورد استعمار به نگارش در آورم . اميد است كه در نظر آيد .

 تاريخ دنيا پر است از كشورهايي كه به واسطه قدرت و ثروتشان به طمع ثروت، به غارت اموال كشورهاي ضعيفتر دست زده اند. چيزي كه از آن به استعمارگري ياد مي شود. و در اشتباهند كساني كه فكر مي كنند استعمارگري با ورود به دنياي مدرن به پايان رسيده است. امروزه دنيا با تك قطبي شدن با محوريت امريكا كه خود بزرگترين استعمارگر و استثمارگر دنياست- سبك جديدي از امپرياليسم و استعمار را تجربه مي كند. با حق وتويي كه 5 كشور قدرتمند در سازمان ملل دارند به راحتي مجوز اقدامات خشونت گرايانه و استعماري حمله به كشورهايي چون عراق، پاكستان، افغانستان، فلسطين، بحرين و ... را كسب      مي كنند و با ورود غير قانوني ، با نام دموكراسي و حقوق بشر، به غارت نفت منطقه مي پردازند. و اين مدل جديد امپرياليسم سابق است.

ادامه نوشته

بخوانيد و قضاوت كنيد ، آيا آقا محمد خان نماد مذهب شيعه است !!!

قبل از  نوشتن اين پست لازم است به چند تكته اشاره كرده سپس مباحث تكميلي را به عرض برسانم :

1-     اولاٌ ، بنده عاشق سينه چاك هيچ فرد و گروه سياسي نبوده و يا بدخواه افراد و گروههاي سياسي ديگر نيستم . نه عاشق احمدي نژاد و خط اصولگرايي وي هستم و نه حارب سيد محمد خاتمي و خط اصلاح طلبي او . – البته يادمان باشد گروه هاي سياسي را از افراد و اپوزيسيون هاي هميشه محارب جدا كنيم. دوست دارم و تمام سعي و تلاش خودم را به كار مي گيرم تا انصاف و اعتدال را در زندگيم فراموش نكنم و از هرگونه افراط و تفريط نيز دوري گزينم. گرچه مي دانم سخت است ولي عاجزانه از خداوند مي خواهم تا در اين مسير مرا ياري كند كه از لغزيدن و سقوط در منجلاب بي انصافي و        تند روي مصون بمانم.

2-     دوماٌ ،از منظر مديريتي و از نقطه نظر اقتصادي و تصميم گيري هاي كلان اتخاذ شده در اين حوزه ها بر احمدي نژاد و دولتش انتقادات فراوان وارد مي بينم كما اينكه اين انتقادات بر دول گذشته نيز وارد بوده است وهركدام از دولت هاي سابق و اين دولت توامان به اتخاذ تصميمات درست و غلطي مبادرت ورزيده اند ، ولي به لحاظ ايدئولوژيك ، مسيرحركت و تصميم گيري هاي ايشان را از آنجايي كه در جهت منويات، تفكرات و خواسته هاي مقام رهبري و آموزه هاي امام و انقلاب است بيشتر از تصميم گيري هاي دولت اصلاحات قبول دارم ، گرچه بي شك در اين زمينه نيز ايراداتي فروان  واردخواهد بود .

سوماٌ ، من اهل تنش ، درگيري سياسي و باند يازي و  امثالهم نيستم  ليكن آنجا كه  عقايد و باور هاي ديني و بعضاٌ حيثيت ملي مورد تعرض قرار مي گيرد ديگر نمي شود مصلحت انديشي نمود و سكوت كرد بلكه بايد به سيل جوشان جمعيت مردم پيوست و فرياد برآورد .   .
ادامه نوشته