آخرین دقایق حیات حضرت امام (ره) چگونه گذشت؟
گوشهای از این خاطرات که مربوط به روزهای آخر است به شما تقدیم میشود:
شب ارتحال
« آیتالله مشکینی»، «آیت الله مهدوی کنی» و «آقای هاشمی رفسنجانی» و تنی چند از بلندپایگان نظام در آن مقطع، مشغول بازنگری قانون اساسی و تهیهی متمم برای آن بودند و همان روز جلسه داشتند. به خاطر دارم وقتی حال امام بحرانی و فوتشان قطعی شد، از همان دفتر امام به اعضای شورای بازنگری قانون اساسی زنگ زدند که جلسهشان را منحل کنند و خودشان را به جماران برسانند.
وقتی آقایان به جماران رسیدند، یکی دو ساعت از مغرب و عشاء گذشته بود. در این حال حاج احمد آقا، آقای هاشمی و «حضرت آیتالله خامنهای» به اتاقی در کنار بیمارستان محل بستری شدن امام رفتند. حاج احمد آقا به من گفت: «تو هم بیا»!
در اتاق مزبور، دو صندلی بود و یک صندلی کم بود. مرحوم احمد آقا به
من گفت: «یک صندلی بردار و بیا»! صندلی را آوردم و سه بزرگوار بر روی آن نشستند و
بنده نیز ایستاده بودم. لحظاتی بود که «آقای اطبا» فوت امام را قطعی کرده و گفته
بودند که امیدی به نجات امام نیست؛ مگر اینکه خدا فرجی عنایت کند.
آقایان رسماً وارد این بحث شدند که “بعد از امام چه باید کرد؟” و حاج احمد آقا به
بنده گفتند: «بروید به اعضای مجلس خبر گان بگویید به اینجا بیایند.»