ریختن سرمایه ها در حلقوم اعراب یا سرمایه گذاری در ایران ؟
در هفته اي كه گذشت به ديدار دوست عزيزي رفتم كه تازه از كربلاي معلّا به وطن بازگشته بود . با توجه به حس شديد ايران دوستي و متقابلا تنفّر و انزجاري كه ازحكمرانان عرب و جمعيت اكثريت شكم پرست شهوت پرست آنها دارم لذا فرصت را غنيمت شمرده و به پاي صحبت هاي اين دوست بزرگوار نشستم و در حالي كه ايشان از خاطرات چند روزه خود براي دوستان مي گفت و تعريف مي كرد من نيز گفته هاي وي رابه كرّات گوش كردم . اما اين گوش دادن از سر بيكاري و وقت تلف كردن نبود بلكه هدفدار و به منظور يافتن جوابي براي چراهاي زيادي بود كه در ذهنم نقش بسته است .اعراب ! اين گروهي كه تا ديروز در بيابان ها در پي سوسماري براي زنده ماندن بودند و قدّي براي برافراشتن و وجودي براي ابراز كردن نداشتند ، آنان كه جز شتر چراني و بيابان گردي كاري بلد نبودند و ابتدا و انتهاي فكرشان جز به ضلالت و گمراهي راه به جايي نمي برد ...