اينجا کجاست كه همه چي اين همه آرومه
نامه اي اداري به نگارش در آمده و آماري از تعهد اشتغال يك سازمان در سال 1391 را به سازماني ديگر ابلاغ نموده بود از آنجايي كه باز همه چيز در قالب اعداد و ارقام خودنمايي مي كرد و معلوم نبود شاخص هاي نوشتن اين اعداد در كدام كتاب علمي به تحرير در آمده و تحقق اين تعهد را چه كسي تضمين نموده است و اگر به عبارتي ساده تر بگويم باز در اين نامه مثل هميشه دنياي خوش گل و بلبل قد كشيده و خودنمايي ميكرد لذا يك كامنت برايش نوشتم و براي تعدادي از دوستان ارجاع دادم . مقداري فكر كردم ديدم بد نيست اين كامنت را توي وبلاگم بگذارم تا اگر دوستي خواست بخواند و خوش باشد .
متن كامنت بنده:
خيلي خوب است بسيار عالي است واقعا اميدوار كننده بود جداً جاي تقدير و تشكر دارد !!! نمي دانم اين موسسات اعتبار سنجي دنيا كجا هستند كه رتبه اعتباري اقتصاد ما را افزايش نمي دهند!! ظاهراً آنها خبر ندارند كه اقتصاد ايران دنياي گل و بلبل است. اينجا نه از بيكاري خبري است و نه از تورم و نه از هيچ مشكلي ديگر ،اينجا مردم در ناز و نعمتند، اينجا يك چيزي در حد سوئد و نروژ است. اينجا توي هر كوچه برزن كه تو پربزني كارگران مشغول كارند و كارخانه ها گُراگُر همه نوع محصول روانه بازار مي كنند عَرضه آنقدر بالا رفته كه دست اند كاران توليد به مردم مي گويند شما عُرضه مصرف هم نداريد ! تقاضا خيلي كم شده است، اصلا امروز كسي در فكر خريد و ذخيره كردن چيزي براي چند ماه و چند سال بعد نيست . قيمت ها بسيار عالي است نواسانات بازار كه مطلقاً معنا ندارد؛ ساده تر بگويم اينجا تعادل برقرار است !! اينجا خانه ارزان ، كرايه آنقدر پايين است كه ديگر ارزش پرداخت ندارد ،،حقوق ها چنان بالاست كه حساب هاي بانكي اول و آخر ماه نمي شناسد ؛ جان من، از گراني صحبت نكن كه اينجا واژه اي ناآشناست مردم اصلا قادر نخواهند بود با آن يك جمله بسازند اگر هم بسازند بي شك پر از غلط املايي است؛مردم اينجا همه گوشت بوقلمون مي خورند مرغ كارخانه اي و جوجه هاي برزيلي اصلا اينجا بازاري ندارند ، ميوه دست چين ميكني هر كيلو به بهايي معادل مفت ، يه وقت خدايي ناكرده فكر بد نكني؛ فكر نكني اينجا خبري از فاصله طبقاتي است؛ نه به جان من، از اين چيزها خبري نيست. گفته بودم كه مردم همه مثل همند همه گوشت بو قلمون مي خورند و اصلاً كسي آرزوي دست نيافتني در دلش موجود نيست اينجا همه چي آرومه اما صد حيف كه اين آرومي همش توي آماره . پس خواهشاً(خواهشن) براي به هم نخوردن اين آرومي و براي برهم نزدن اين همه زيبايي؛ گرچه ميدانم و مي دانيد كه اينجا نرخ بيكاري و تورم هميشه درحد صفر است و نشانه بارز آن نيز واردات كارگر هاي افغاني است ؛ پس شما هم در اين دنياي خوش آماري يك قلم و كاغذ برداريد و بنويسيد هر چه دلتان مي خواهد بنويسيد . من هم الان دارم مي نويسم اما نمي دانم چرا كاغذم اين همه خط خطي و نوشته هايم كج و معوج شده اند شايد از پشت عينك من همه چيز ناآرومه ايرادي ندارد فكر كنم شيشه هايش خش دارد شايدم من نمي توانم مثل ديگران بنويسم ليكن شما باز هم بنويسيد همه چي آرومه ./