دوست گرانقدر و اندیشمندم دکتر موذّنی در باب سیاست و ورود به عرصه فعالیت های سیاسی مطلبی تحت عنوان " پاکی و ناپاکی سیاست " به نگارش در آورده و مطالب و مباحثی رادر این زمینه بیان کرده بود لذا تصمیم گرفتم در چند پست متعدد و با عناوینی مرتبط با این موضوع مطالبی را در حد وسعت ذهن و گستردگی دامنه قلم قاصرم به تحریر در آورم و با کسانی که کلبه وبلاگی مرا با افکار خود مزین و سر سبز می نمایند در میان بگذارم.

خداوند انسان را آفرید و روح خدایی خود را در او دمید تا انسان شد ، از یک طرف گفت "  احسن الخالقین " و از طرف دیگر  ،  او را وزیر و وکیل و خلیفه خود بر روی زمین نامید و گفت هذا " خلیفةالله " ، پس تدبیر و سیاست خداوند بر آفرینش موجودی است که با دیگر مخلوقین  و مسکونین بر عرش و فرش خداوند تفاوتی فاحش دارد. اتفاقی که تا این لحظه افتاده این است که با تدبیر و سیاست پروردگار ، موجودی به نام انسان خلق گردید اما داستان ادامه دارد و هنوز به نقطه پایان خود نرسیده است . این موجود برتر ، هم معیار سنجش و آزمایش دیگران است و هم خود در بوته آزمایش قرار خواهد گرفت . رب ّ المخلوقین باز از روی تدبیر و سیاست فرشتگان را و از جمله شیطان را امر بر سجده کردن می کند و نتیجه  این امر كردن چنان شد که شما واقفيد ، شيطان مغرور شد ، تكبّر ورزيد ، از فرمان پروذدگار سرپيچي كرد و در زمره مستكبرين قرار گرفت .

 اکنون نوبت انسان است که در بوته آزمایش قرار گیرد و نتیجه این آزمایش را نیز همه می دانید . در مورد اول شیطان با وسیله  ای به نام انسان مورد آزمایش قرار گرفت و در مرحله دوم انسان بوسیله موجودی به نام شیطان . جالب است در هر دو مورد پای انسان و شیطان در میان است ، این دو به وسیله همدیگر محک خوردند و هر دو نیز مردود می شوند . در مورد اول تدبیر و سیاست خداوندی بر آزمایش شیطان بود که او مقهور نیروی جهل و تکبرخود واقع گردید ، در مورد دوم اراده و تدبیر خداوندی بر آزمایش انسان بود   که این بار شیطان سیاست و تدبیر خداوندی را شیطان گونه به کار گرفت و انسان بود که مقهور جهل انسانی خود و غرور و سیایت شیطانی شیطان قرار گرفت .رای شیطان نه بر آزمایش انسان بلکه بر گمراه کردن او بود . او می خواست انسان را ، این روح خداوندی را ، در مقابل خداوند بشوراند .

 پس خداوند سیاست کرد شیطان نیز سیاست کرد اما بین این دو فاصله بسیار است  می خواهم از مقدمه فوق این طور نتیجه گیری کنم که سیاست را هم می توان کثیف و بی پدر و مادر نامید و هم  می توان به عنوان واژه ای پاک و مقدس به آن نگاه کرد . پس سیاست به خودی خود یک وسیله است و نوع استفاده از این وسیله است که به آن معنا می بخشد و این استفاده نیز کاملا وابسته به فرد یا گروهی است که از آن بهره می برند ، خواه این فرد یک شیعه علوی باشد یا یک بی دین بدوی .

 بنابراین سیاست از بدو خلقت ابو البشر دو وجهی بوده و امروز که در عصر مدرن و پسا مدرن به سر می بریم نیز دارای دو وجه بیشتر نیست . اما وجه تمایز و تفارق این دو در چیست ؟ بسیار ساده است . می دانیم که هر عمل انسان دارای یک صورت ظاهری است و یک صورت باطنی است و این صورت باطنی همان چیزی است که ما آن را نیّت می خوانیم و این نیّت وجه تمایز دو روی ناهمسوی سیاست است . اگر نیت یک فکر ، یک فعل و یک عمل در راستای سیاست و تدبیر ربّ المخلوقین باشد ، می شود همان روی زیبای سیاست که می تواند مقدس واقع گردد و اگر آن نیّت در راستای مسیر عمل فرشته مطرود ربّ المخلوقین باشد بیانگر آنروی زشت و پر از مکر و حیله سیاست است که می تواند خطرناک و بی پدر و مادر باشد .

به زودی در پست های دیگری در مورد سیاست و فعالیت های سیاسی و مواردي كه دكتر موذني مطرح كرده بود بیشتر صحبت خواهم کرد .