مولايم تو كه حال مرا و احوال مرا مي داني و باز ميداني كه رفتنم اجباري است و براي ماندن اختياري ني
باز بوي گل نرگس باز بوي گل ياس. يا مهدي جان ! اي كعبه مقصود و اي قبله موعود . اي خورشيد جان ها و اي اميد انسان ها ! زماني به درازاي تاريخ است كه اين دل خسته ي پريشان حال به اميد ظهور و حضورت و در آرزوي وصال و رويت انوار بي مثالت ، تو را بهانه كرده و براي ديدن و ديدار تو بي تابي مي كند . اما مولايم ! اسب زمان ، بي توجه به خواسته هاي اين دل شيدا و بدون اينكه از تو خبري آورد ، گريزپاي و افسار گسيخته مي تازد و مرا درحالي كه هنوز اميد به ديدار تو دارم كشان كشان از پي خود مي كشد و با خود مي برد ، مولايم تو كه حال مرا و احوال مرا مي داني و باز ميداني كه رفتنم اجباري است و براي ماندن اختياري نيست و خوب مي داني كه همه جمعه ها را شمارش كرده ام و بسيار غدير و فطر و قربان به اميد آمدنت ندبه خواندم و گريه و زاري كردم و باز خوبتر مي داني كه آمدنم هم اختياري نبود آمدم و ساكن اين سراي سيّال نا عهد ناپايدار غدّار شدم به هرچه دل بستم رفت از دستم و در اين دلبستگي ها جز ناپايداري نديدم . كسي را نديدم كه آرام باشد و چيزي را نديدم كه ساكن باشد ، ديدم در اينجا همه دوان دوان در حال دويدن هستند نمي دوند تا برنده باشند و نمي پرسند تا بيابند فقط مهم اين است كه آرام نباشند يعني برخلاف آنچه ديگران مي كنند عمل نكرده باشند. من هم مدتي ناخواسته و نا آگاه همسو با ديگران حيران و سرگردان دويدم و به آنچه گفتم دل بستم اما در اين دل بستن ها نه آرامشي بود و نه آسايشی،روزگار بر اين احوال گذشت تا اينكه روزي تلنگري ، خواب آشفته و پريشان مرا بر هم زد و مرا كه در خستگي اين دلبستگي ها با خود عهد كرده بودم تا ديگر اسير آمال دلم نشوم عاشق كرد اما اين بار منبع اين عشق تو بودي تو كه امروز سرور و مولاي من هستي تو كه برايم ترجمان لحظه ها و تفسير دل بستن ها شدي ، تويي كه فقط تو ميداني و دل من مي داند كه در اين شهر دل چه غوغايي است تويي كه فقط تو مي داني و اين دل من مي داند كه اين دل غير از ديدن و ديدار تو ، قبل از به سر آمدن عمر ، خواهشي و آرزويي ندارد .مولايم ومحبوبم حال اين من و اين هم روزگار من پس كجايي كه نمي آيي ! سپيدي موهاي بنا گوش به من مي گويند كه دارد دير مي شود و اين درياي دل باز ميل طوفاني شدن دارد و من نگران و دلواپسم كه باز فردا بيايد و تو نيايي . ولي اي كاش بيايي اي كاش بيايي اي كاش بيايي .
آري روزي مهدي خواهد آمد به اميد آن روز